نقد فیلم سینمایی ارغوان ساخته کیوان علیمحمدی و امید بنکدار

 http://tanineyas.ir/content/17520

صدای ناله سورنا دربغض شکسته عشق

گالیا توانگر

ارغوان در سه مقطع تاریخی 54، 86 و 92 روایت می‌شود و داستان یک زن و مرد است که در شب مرگ یک موزیسین معروف، برخورد اتفاقی‌شان روی گذشته و آینده هر دوی آنها تاثیر می‌گذارد. فیلم را می توان عاشقانه‌ای در ستایش موسیقی دانست که بردیا کیارس نیز آهنگسازی این اثر را برعهده داشته است. در این فیلم مهتاب کرامتی، مهدی احمدی، مرتضی اسماعیل کاشی، شقایق فراهانی، آزاده صمدی، الهام کردا، یاسمین پازوکی، نسیم ادبی، رابعه مدنی، مریم بوبانی، نیکی نصیریان بازی می کنند.

کیوان علیمحمدی و امید بنکدار سال هاست با همدیگر فیلم می سازند و همکاریشان به نوعی برادری تبدیل شده که هم خوب حرف هم را درک می کنند و هم حتی حرف های نگفته همدیگر را می شنوند و شاید اصلا شبیه هم فکرمی کنند! ارغوان سومین فیلم بلند علیمحمدی و بنکدار بعد از شبانه و شبانه روز است. داستان فیلم اقتباسی از یک داستان کوتاه از کتاب "بوی قیر داغ" علی اکبر حیدری است که به هنگام تبدیل ان به فیلمنامه داستانک های دیگری به آن افزوده شده و در نهایت توسط تیم سه نفره حیدری، بنکدار وعلیمحمدی نوشته شده است.

علیمحمدی در نشست خبری این فیلم در برج میلاد مدعی ست:« این اثر قصه بسیار زیبای دارد که در سال ۸۶ اتفاق می افتد و به خاطر بار عاشقانه و دراماتیک اش بسیار جذاب است به همین دلیل وقتی ساخت آن به من پیشنهاد شد به سرعت ساخت آن را آغاز کردم.»

وی ادامه می دهد:«تلاش کردیم فضا و رنگ بندی کار مربوط به سال های ۵۰ متناسب با آن روزها باشد از اینرو شاید چیدمان اشیا، طراحی لباس، فضا و حتی صدای بازیگران به شیوه اغراق شده بوده است.اما در بخش هایی که قصه مربوط به دهه ۸۰ است فضا را با فرم و قاب بندی متفاوت عرضه کردیم و به سمت فضای رمانتیسم رفتیم.»

شاید ما با تلاش ایشان در مورد صحنه پردازی باور پذیر منطبق با دوره های تاریخی مختلف که داستان فیلم در دلشان رخ داده موافق باشیم، اما با اینکه قصه  کوتاه فیلم در روند تبدیل شدنش به یک فیلم بلند سینمایی توانسته جذابیت دراماتیک خود را حفظ کند، کاملا در تردید هستیم.در صحنه پردازی های منطبق با تاریخی که داستان فیلم در آن رخ می دهد تلاش برای باور پذیر کردن فضای سال های 54 تا 59 کاملا مشهود است.صندلی ها ،چیدمان کلاس موسیقی در خانه مادام و حتی چیدمان منزل ارغوان  همگی قابل قبول به نظر می رسند. به روانداز قلاب بافی شده مادر ارغوان که در بستر بیماری آرمیده دقت کنید و یا رو میزی های قلاب بافی  ایتالیایی که آنروزها بر میزهای بزرگ و ناهار خوری ها خوش می نشستند نگاهی همچون طراحان صحنه بیندازید و به عمق این تلاش پی ببرید. این جهد حتی در جملات و نوع ادای دیالوگ بازیگران که در فضای دهه 50 قرار گرفته اند،کاملا قابل لمس است.

با این حال بار دراماتیکی قصه به اندازه دراماتیک های پر شور دهه های گذشته نیست. پدر ارغوان در پی بردن و آوردن های دخترش به کلاس موسیقی یک زن ارمنی عاشق دختر او "لی لی" که او هم مدرسِ سازی به جز پیانوست می شود.ارغوان به این رابطه پی می برد و به خاطر مادرش که در خانه مریض و بستری است از پدرش دلشکسته شده تا آن حد که بعد مرگ مادرش نیز پدر را نبخشیده و با خاله اش برای زندگی روانه شیراز و سپس وین می شود. همه چیز سرد و یخی و آرام می گذرد. نه جمله عاشقانه ای دیالوگی ماندگار در سینما به یادگار می گذارد و نه نگاهی دل مخاطب را می لرزاند.حتی دلیل قهر ارغوان از پدرش هم با این شدت و حدت غیر واقعی به نظر می آید تا آنجا که مخاطب در پی سکانس های مربوط به سال های بعدتر متعجبانه از خود می پرسد ارغوان آن زمان بچه بوده،اما چرا وقتی بزرگتر و منطقی تر می شود باز هم سراغی از پدرش نمی گیرد؟ بعضی جاها آنقدر آرام می گذرد که پلک های مخاطب فرو می افتد به امید آنکه در رویایش صحنه ای دراماتیک تر از آنچه پیش رویش گذاشته شده خلق کند!!

به طور کی باید به این حقیقت اشاره داشت که الزاما هر داستان کوتاهی قابلیت تبدیل شدن به یک فیلم بلند سینمایی را ندارد،بویژه اینکه ناچارا باید به داستان کوتاه چندین قصه دیگر سنجاق کرد و به قول عوام این قبیل آبندی ها پیش روی مخاطب هوشمند امروز که در پی "آنی" متفاوت است جواب نخواهد داد.

گاه برخی دیالوگ ها تا مرز خنداندن مخاطب به پیش می رود.در قصه مربوط به سال 86 مردی با زنی در یک شب بارانی در یک کتابفروشی که سی دی موزیک های کلاسیک هم می فروشد به طور اتفاقی آشنا می شود. به طور اتفاقی زن پایش به خانه آن مرد می رسد. زن به گفته خودش امشب با شوهرش قهر کرده و هر چه دیر تر به خانه برسد، بهتر است!! مرد با چای از وی پذیرایی کرده و به او نوار ویدیویی اجرای زنده یکی از موزیسین های معروف جهان را می بخشد تا به خانه اش ببرد و با شوهرش آشتی کند. چون بنا به گفته زن،شوهرش تا آن حد عاشق این موزیسین بوده که به وقت شندین خبر مرگ او ساعت ها در خانه اشک ریخته است.زن به وقت ترک خانه مرد می گوید: چهار سال است که از شوهرش طلاق گرفته!!! مرد صاحبخانه (آقای یگانه) می گوید: پس چرا گفتی دارد برای مرگ این موزیسین ساعت ها در خانه اشک می ریزد؟!

چند سال می گذرد باز این دو در یک کنسرت به صورت اتفاقی با هم بر خورد می کنند. تلفن زن زنگ می خورد و با دختر بچه ای خوش بشی دارد. مرد می پرسد: پس ازدواج کردی؟ زن جواب می دهد:«آره،همان شبی که نوار موسیقی را از تو گرفتم و به خانه برگشتم!»دیالوگ ها تا به اینجا ادامه می یابد که متوجه می شویم بعد از به دنیا آمدن دخترش دوباره دو سه سالی است که  از شوهرش جداشده و این بار ما بین این طنز قهر و آشتی موج خنده تماشاچیان به هوا می رود.

آنقدر برخوردهای عاشقانه فیلم زیاد است که آدم یاد باور هندی ها به تاثیر تصادفی ها در سرنوشت می افتد!

به هر جهت پیام فیلم نیز در این اثنای تصادفی ها گم می شود. شاید وقتی سالن را ترک می کنیم و مخاطبی به تندی می گوید:«فیلم توهمات ذهن کارگردانانش بوده» برای اینکه به هر جهت تلاش هایی صورت گرفته و در مقام احترام به این تلاش ها بگوییم :پیام فیلم این بود که در عشق راسخ باشیم و حقیقت دوستت دارم را به موقع فاش کنیم. نگذاریم غبار دروغ ها ، پنهان کاری ها و گذر زمان بر آن بنشیند و همه چیز را به ورطه نیستی بکشاند.

/ 2 نظر / 73 بازدید
نمايشگاه هاست www.hostexhibition.com

با سلام به شما دوست عزيز : از سايت من ديدن کنيد براي شما يک پيشنهاد خوب دارم تبديل و بلاگ شما به سايت دائمي هاستينگ رايگان هديه ما به شما با من در تماس باشين يا هو اي دي host_iran هاست,هاست رايگان,هاستينگ,فروش هاست,خريد هاست,سرور مجازي,وي پي اس ---------------------------------------------------- يک سايت جديد براي اپلود فايل ها و عکس ها بدون محدوديت مي توانيد عضوش بشين و تا يک ترا بايت فضاي رايگان داشته با شيد تازه در ازاي دانلود هر فايلتون هم و يا معرفي زير گروه که عضو ويزه سايت شوند پول در بيارين و تا روزانه 20 دلار در امد داشته باشين .... براي دانلود از لينک هاتون لينک مستقيم تو وبلاگتون بزاريد و کلي امکانات ديگه دوست داشتين حتما به ما سر بزنيد updap.com با تشکر[گل] [گل]

mina

سلام وبلاگ زيبايي داري حتما بيا و تو سايت زير ثبتش کن تا من و بازديد کنند هاي ديگه بتونيم هر روز بهت سر بزنيم.محلي که وبلاگتو ثبت مي کني بزرگترين دايرکتوري وبلاگ نويسان است و فوق العاده پر بازديد.